قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5045
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هشتصد و دوازده از هجرت [ موافق سال هشتصد و دوم از رحلت خير البشر ] در اين سال ميرزا پير محمد ، حاكم فارس عزيمت تسخير كرمان نمود و ميرزا اسكندر ، برادرش همراه بود . در منزل دوچاهه « 1 » خواجه حسين طبيب « 2 » كه شاهزاده او را تربيت كرده و به امارت رسانيده و در ملك و مال صاحباختيار گردانيده بود ، نيم شب خرگاه آن پادشاه عادل نيكو اخلاق را در ميان گرفت و او را با جمعى كه حاضر بودند ، شهيد كرد . و ميرزا اسكندر آگاه شده با دو كس به شيراز گريخت و به خانهء امير تيمور خواجه كه قايممقام ميرزا پير محمد بود ، رفته احوال بازگفت . نخست امرا گمان كردند كه ميرزا اسكندر اين كار كرده . چون لشكريان باز آمدند ، معلوم شد كه ميرزا اسكندر از اين عمل خبر ندارد . بنابر آن ، اعيان و كلويان « 3 » فارس ميرزا اسكندر را به پادشاهى برداشتند . و خواجه حسين طبيب ملعون بعد از قتل ميرزا پير محمد به قصد ميرزا اسكندر جمعى را فرستاد . و او خود گريخته بود و امير عبد الصمد نيز گريخته در وقت . و باقى لشكر در ملازمت خواجه حسين متوجه شيراز شدند . و آن بداصل به عظمت هرچه تمامتر به ظاهر شيراز فرود آمد و چتر بر سر او داشته بودند . و ميرزا اسكندر حصارى شده خواجه علاء الدين محمد كه سردار كلويان بود ، به ضبط برج و بارو قيام مىنمود . و خواجه حسين نزديك دروازه آمده با
--> ( 1 ) . نسخ : دوجا ؛ تصحيح بر اساس متن روضة الصفا ، احسن التواريخ ، و مجمل فصيحى . دوچه منزلى است بر سر راه كرمان . ( 2 ) . روضة الصفا : « خواجه حسين شربتدار كه ميرزا پير محمد او را از مرتبهء طبابت به رتبهء امارت رسانده بود . » ( 3 ) . ق ، ش : كلانان . كلو يعنى كلانتر بازار و ريشسفيد و رئيس محله . - لغتنامهء دهخدا .